خرید بک لینک








نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت








159


 





























































































































1-1 يي 1 و ماه 1 شد
 دل 1 ي ما را رفيق و مونس شد
  
2-نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
 به غمزه مسئله آموز صد مُدرّس شد
  
3-به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا
 فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد
  
4-به صدر مصطبه ام مي نشاند اکنون دوست
 گداي شهر نگه کن که مير مجلس شد
  
5-خيال آب خضر بست و جام کيخسرو
 به جُرعه نوشي سلطان ابوالفوارس شد
  
6-طرب سراي محبّت کنون شود معمور
 که طاق ابروي يار منش مهندس شد
  
7-لب از ترشّح مي پاک کن براي خدا
 که خاطرم به هزاران گنه مُوَسوَس شد
  
8-کرشمه تو شرابي به عاشقان پيمود
 که علم بي خبر افتاد و عقل بي حس شد
  
9-چو زر عزيز وجود است نظم من آري
 قبول دولتيان کيمياي اين مِسّ شد
  
10-ز راه ميکده ياران عنان بگردانيد
 چرا که حافظ ازين راه رفت و مفلس شد
  

 


 



















برچسب: نویسنده: آرشان فلاح تاريخ: جمعه 5 اسفند 1401 ساعت: 7:22

صفحه بندی