خرید بک لینک

 

انگار هنوز صداي امام خميني(ره) پس از 42 سال از حسينيه جماران به گوش مي‌رسد که 14 خرداد 1362 در جمع مسئولان کشور درباره مواجهه با قدرت‌هاي مستکبر جهاني گفت: «اگر ما يك قدم عقب بنشينيم، آنها صد قدم جلو مى‏آيند.» در تمام اين سال‌ها ما اين جمله ساده امام(ره) را زندگي کرده‌ايم. دقيقا همين جمله 17 دي 1393 توسط رهبر انقلاب در حسينيه امام خميني(ره) هم طنين‌انداز شد: «دستگاه استکبار، دستگاه ترحم و انصاف و انسانيت و ملاحظه که نيست؛ هرچه شما عقب برويد، آنها جلو مي‌آيند.» آن روزها هم فضاي سياسي کشور، فضاي مذاکرات و توافق بود و دولتمردان وقت، اقتصاد ايران و معيشت مردم را به ميز مذاکرات گره زده بودند. 
رهبر انقلاب به مسئولان وقت هشدار مي‌داد که دل به مذاکرات نبندند و براي رفع مشکلات مردم فکر اساسي کنند: «فکر اساسى اين است که کارى کنيد که کشور از اَخم دشمن ضربه نبيند، از تحريم دشمن لطمه نخورد؛ و راه‌هايى هست، کارهايى هست که مي‌شود کرد؛ بعضى را هم کرده‌اند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ مي‌شود کارهايى کرد؛ مي‌شود اين حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنانچه چشم ما به دست دشمن باشد که «آقا، اگر اين‌کار را نکردى تحريم باقى مي‌ماند» [فايده‌اى ندارد]؛ کمااينکه آمريکايى‌ها با کمال وقاحت دارند مي‌گويند «اگر در قضيّه‌ هسته‌اى ايران کوتاه هم بيايد، تحريم‌ها يک‌جا و همه برداشته نخواهد شد»، اين را صريح دارند مي‌گويند.»
هشدارهاي دلسوزانه رهبر انقلاب توسط مسئولان وقت شنيده نشد. حدود 6 ماه بعد، دولت ايران با پذيرفتن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) از بخش قابل توجهي از برنامه هسته‌اي کوتاه آمد و عقب نشست. قلب راکتور اراک خارج و منافذ آن با بتن پُر شد تا غيرقابل استفاده شود. تأسيسات فردو عملا تعطيل و از چرخه خارج شد. تمامي سانتريفيوژهاي پيشرفته ايران نيز از جا کنده و جمع‌آوري شد و محدوديت‌هاي فراوان ديگري بر برنامه صلح‌آميز هسته‌اي ايران اعمال شد. نتيجه اما برخلاف آنچه دولتمردان وقت وعده مي‌دادند «لغو تحريم» نبود. علي‌رغم عقب‌نشيني ايران در اجزاي کليدي برنامه هسته‌اي‌اش، تحريم‌ها بيشتر از قبل شد. طبق برآوردهاي بعدي دولتمردان، تحريم‌هاي 800‌گانه ايران پس از پذيرش برجام به 1500 تحريم افزايش يافت!
کار به جايي رسيد که در سال‌هاي پاياني دولت وقت، معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان برنامه و بودجه گفت: «اين بي‌انصاف‌ها و دژخيمان حتي براي غذا و دارو اجازه فروش‌رسانی يک قطره نفت را نمي‌دهند و اگر هم به عرضه مي‌رسد، قابلیت تبادل مالي نباشد.» کار به جايي رسيد که در فرودگاه مونيخ به بهانه تحريم از سوختگيري هواپيماي وزير خارجه وقت ايران خودداري کردند و کار به جايي رسيد که همان وزير خارجه‌اي که مي‌خواست با «مذاکرات» براي ما «لغو تحريم» را به ارمغان بياورد، خودش تحريم شد و دست از پا درازتر برگشت!
تاريخ معلم خوبي است اما اغلب دولتمردان ما شاگردان خوبي براي آن نبوده‌اند. نه فقط هشدارهاي حکيمانه و دلسوزانه امام(ره) و رهبر معظم انقلاب که حتي تجربه تاريخي دهه‌هاي گذشته به ما نشان داد عقب‌نشيني و کوتاه آمدن در مقابل خواسته‌هاي آمريکا، هرگز شرايط را براي ايران آسان نمي‌کند. ما اين تجربه را بارها ديديم و بازهم دولتمردان چهاردهم تصميم گرفتند با چشم‌پوشيدن از خون‌بهاي حاج قاسم سليماني و مطالبات بر زمين مانده برجامي پاي ميز مذاکرات غيرمستقيم با آمريکا بنشينند. نتيجه اين تصميم هم هيچ تفاوتي با قبل نداشت. 
اگر فقط تحريم‌هاي آمريکا بر شبکه عرضه نفت ايران را به عنوان اصلي‌ترين تحريم‌ها حساب کنيم؛ از زمان آغاز به کار دولت چهاردهم تا آغاز دور اول مذاکرات غيرمستقيم با آمريکا در 23 فروردين 1404 در مسقط، دست کم 214 تحريم بر شبکه ارائه نفت ايران اعمال شد. پس از دور اول مذاکرات، آمريکا 12 تحريم ديگر نيز بر شبکه فروش‌رسانی نفت ايران اعمال کرد. پس از دور دوم مذاکرات، آمريکا 
15 تحريم ديگر هم اضافه کرد. پس از دور سوم مذاکرات، آمريکا 28 تحريم جديد ديگر نيز عليه ايران اعمال کرد. پس از دور چهارم مذاکرات نيز آمريکا طبق روال هميشگي‌اش 18 تحريم ديگر نيز بر شبکه ارائه نفت ايران اضافه کرد. پس از دور پنجم مذاکرات آمريکا 26 تحريم ديگر عليه ايران اعمال کرد ولي دولت چهاردهم قرار دور ششم مذاکرات را هم در 25 خرداد گذاشت. اين فقط جنگ و حمله به ايران بود که باعث شد دولتمردان چهاردهم از مذاکره منصرف شوند. مذاکراتي که قرار بود در دولت چهاردهم براي «لغو تحريم‌ها» انجام شود پس از 5 دور، 313 تحريم جديد فقط براي شبکه ارائه نفت ايران به ارمغان آورد و در نهايت نيز آمريکا به ايران حمله کرد. آن‌طور که «آنتوني بلينکن» وزير خارجه سابق آمريکا مدعي شد و البته هرگز توسط وزارت خارجه ايران تکذيب نشد، در مذاکرات پيش از حمله: «[دولت] ايران پذيرفت که نوع فعاليت هسته‌اي را با غني‌سازي زير يک درصد تطبيق دهد... همچنين ايران مقدمه مذاکره بر سر نگراني‌هاي غربي‌ها در مورد موشک‌هاي بالستيک را پذيرفته بود!» حتي اين عقب‌نشيني‌ها و اعطاي امتيازات گشاده‌دستانه به طرف آمريکايي نتيجه‌اي نداشت و منجر به حمله مشترک آمريکا و اسرائيل به ايران و شهادت فرماندهان ارشد نظامي، دانشمندان برجسته هسته‌اي و نزديک به 1000 غيرنظامي شد.
دولتمردان چهاردهم تحريم‌هاي بيشتر و جنگ را در ازاي عقب‌نشيني و مذاکره تجربه کردند اما باز هم مدتي پس از پايان جنگ 12 روزه ساز مذاکره را کوک کردند! اين بار رهبر انقلاب در 1 مهر 1404 هشدار دلسوزانه خود را با صراحت و جزئيات بيشتري به مسئولان دادند: «در وضع کنوني، مذاکره‌ با دولت آمريکا، اوّلاً هيچ کمکي به منافع ملّي ما نمي‌کند، هيچ سودي براي ما ندارد، هيچ ضرري را هم از ما دفع نخواهد کرد؛... بعکس، زيان‌هايي هم بر آن مترتّب است. يعني سود که ندارد هيچ، مطلب دوّم اين است که مذاکره‌ با آمريکا در شرايط کنوني ضررهاي بزرگي براي کشور دارد که شايد بشود گفت بعضي از اين ضررها جبران‌ناپذير هستند... اينکه ضرر دارد، مهم‌تر است. طرف تهديد کرده که اگر مذاکره نکنيد، چنين و چنان خواهد شد، بمباران مي‌کنيم، چه مي‌کنيم؛ از اين حرف‌ها؛ يک خرده مبهم،‌ يک خرده صريح؛ يعني تهديد: يا مذاکره کنيد يا اگر مذاکره نکرديد، چنين و چنان خواهد شد! اين تهديد است. خُب قبول چنين مذاکره‌اي نشانه‌ تهديدپذيري ايران اسلامي است. اگر چنانچه شما با اين تهديد رفتيد مذاکره کرديد، معنايش اين است که ما در مقابل هر تهديدي فوراً مي‌ترسيم،‌ مي‌لرزيم و تسليم طرف مقابل مي‌شويم؛ معنايش اين است. اين تهديدپذيري اگر به وجود آمد، ديگر انتها نخواهد داشت.‌»
اما حتي اين هشدار صريح هم در دولت چهاردهم شنيده نشد و آنها مجددا پاي ميز مذاکرات با آمريکا رفتند. نتيجه باز هم مثل دفعات قبل بود. کمتر از 24 ساعت پس از اولين دور جديد مذاکرات در 
17 بهمن 1404، آمريکا تحريم‌هاي جديدي عليه ايران در قالب تعرفه بر شرکاي تجاري اعمال کرد. بامداد 18 بهمن دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور آمريکا فرماني را در ارتباط با تحريم‌هاي ايران امضا کرد که بر پایه آن، آمريکا مي‌تواند تعرفه اضافي 25 درصدي بر کالاهاي وارداتي کشورهايي اعمال کند که به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم از ايران کالا يا خدمات خريداري مي‌کنند. همزمان آمريکا تهديد «جنگ» را بالاي سر ايران نگه داشت و پس از دومين دور جديد مذاکرات در 
28 بهمن از انتقال 150 هواپيماي نظامي به اروپا و غرب آسيا خبر داد. حتي رئيس‌جمهور آمريکا به تهديد مردم ايران نيز پرداخت و نوشت: «اگر توافقي حاصل نشود، آن کشور [ايران] با روز بسيار بدي روبه‌رو خواهد شد، و متأسفانه مردمش نيز آسيب خواهند ديد.»
اين در حالي است که رسانه‌هاي خارجي از امتيازات قابل توجه ايران به طرف آمريکايي خبر مي‌دهند از تعليق غني‌سازي گرفته تا رقيق‌سازي و يا ارسال اورانيوم غني‌شده ايران به خارج از کشور؛ و البته باز هم وزارت خارجه اين ادعاها را تکذيب نکرد. دولتمردان چهاردهم ديگر بايد بدانند اگر ارائه امتيازات گشاده‌دستانه‌شان در دور قبلي مذاکرات مانع از جنگ شد، تقديم اين امتيازات به طرف آمريکايي نيز مانع از جنگ خواهد شد!
رهبر انقلاب آخرين بار در 28 بهمن 1404 بر سخنان قبلي خود تأکيد کردند و شرايط کنوني را به شکلي دانستند که «جاي مذاکره» با آمريکا نمي‌گذارد: «مي‌گويند بياييد درباره‌ انرژي هسته‌ايِ شما با هم مذاکره کنيم و نتيجه‌ مذاکره بشود اين که شما اين انرژي را نداشته باشيد! اگر واقعاً مذاکره‌اي بايد انجام بگيرد - که جاي مذاکره نيست - اگر بنا شد مذاکره‌اي انجام بگيرد، تعيين نتيجه‌ مذاکره از قبل، يک کار غلط و ابلهانه‌اي است.»

سيد محمدعماد اعرابي

برچسب: نویسنده: آرشان فلاح تاريخ: يکشنبه 26 مهر 1405 ساعت: 11:25

صفحه بندی