1- برخي انديشمندان در حوزه علوم اجتماعي معتقدند، «انسان محصول محيط است.» به طور کلي منظور از اين محيط، «فرهنگ» حاکم بر آن منطقه جغرافيايي است. (اگرچه دقيقتر اين است که بگوئيم، فرهنگ بخش مهمي از محيط انساني است). حالا روي اين محيط اگر «ريز» شويم، خانواده، دوستان و اطرافيان و حتي آب و هوا را نيز شامل ميشود. (هر چند مدتي است انديشمندان فعال در اين حوزه، آب و هوا را از اين امر مستثني کردهاند چون معتقدند رابطه علمي مستقيمي بين آب و هوا و رفتار انسان نمييابند و چنين نگاهي جبرگرايانه است). اين ديدگاه که «انسان محصول محيط است» بيشتر به سنت «اثباتگرايي» و انديشمنداني مثل «اميل دورکيم» نزديک است که «جامعه» را بر «فرد» مقدم ميدارند. در مقابل اين تفکر، هستند انديشمنداني که معتقدند، انسان صرفا محصول محيط نيست چون اين انسان منفعل نيست و داراي اختيار است؛ بنابر اين ميتواند روي محيط تاثير نيز بگذارد. به عبارتي اين محيط است که محصول انسان است. جامعهشناسان در روز جاری اما نه معتقدند، «انسان محصول محيط است» و نه معتقدند «محيط محصول انسان است» بلکه قائل به وجود يک رابطه ديالکتيکي بين «محيط و انسان» هستند که هر يک بر ديگري به اندازه خود تاثير ميگذارد. با اين مقدمه «جامعه شناختي» ميخواهيم کمي روي «جامعهاي خاص و متفاوت» تحليل برويم که کمي با جوامع ديگر فرق دارد و رفتارش نيز به اين سادگيها قابل تحليل نيست. اين جامعه، جامعه ايران است. بخوانيد:
2- ديروز جشن چهل و هفتمين سالگرد پيروزي انقلاب در خيابانهاي سراسر ايران برگزار شد. از ساعت حدود 10 صبح از خيابان استادمعين به سمت خيابان «آزادي» حرکت کردم. انتظارم اين بود که، به دليل تبليغات سنگين دشمن، گرانيهاي افسارگسيخته، سوءمديريتهايي که مردم را آزار ميدهد، جمعيت خيلي زيادي به خيابان نيامده باشند اما وقتي به خيابان آزادي رسيدم، از حضور آن همه جمعيت از طيفهاي مختلف متحير شدم. اولين سؤالي که به ذهنم خطور کرد اين بود که، «اين مردم واقعا محصول محيط هستند؟ اگر بله، محصول کدام محيط فکري و فرهنگياند؟! چرا اين محيط ساختهشده با صدها شبکه ماهوارهاي و هزاران فضاي مجازي روي اين مردم کارگر نيست؟! چرا اين همه هزينه و تلاش شبانهروزي دشمن براي مهندسي فکر و ذهن اين ملت، سر بزنگاهها «هوا» ميشود؟! ياد صحبتهاي صاحب اين انقلاب افتادم: « من با جرأت مدعي هستم که ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله- صلي الله عليه و آله- و کوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن علي- صلواتالله و سلامه عليهم- ميباشند. آن حجاز که در عهد رسولالله- صليالله عليه و آله- مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نميکردند و با بهانههايي به جبهه نميرفتند، که خداوند تعالي در سوره «توبه» با آياتي آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ايشان دروغ بستند که به حسب نقل، در منبر به آنان نفرين فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با اميرالمؤمنين آنقدر بدرفتاري کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکايات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاريخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سيدالشهدا- عليهالسلام- آن شد که شد. و آنان که در شهادت دست آلوده نکردند، يا گريختند از معرکه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد. اما امروز ميبينيم که ملت ايران از قواي مسلح نظامي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قواي مردمي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبههها و مردم پشت جبههها، با کمال شوق و اشتياق چه فداکاريها ميکنند و چه حماسهها ميآفرينند. و ميبينيم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهاي ارزنده ميکنند» (صحيفه امام، جلد 21 صفحه 410).
3- اما واقعا چرا ملت ايران اينگونه بينظيرند؟ قطعا دلايل تاريخي زيادي براي پاسخ به اين سؤال ميتوان ارائه کرد و ما اينجا براي پاسخ به اين سؤال مهم صرفا به بخشي از دلايل روز و نزديک اشاره کرده و ميگذريم. شايد-تاکيد ميکنيم شايد- يکي از پاسخهايي که بتوان براي اين سؤال يافت، «شفاف شدن همه چيز» براي «مردم» ايران و حتي مردم سراسر دنيا است. يک طرف، جمهوري اسلامي ايران قرار دارد و طرف ديگر، دشمنان جمهوري اسلامي ايران که در راس همه آنها رژيم صهيونيستي و آمريکاست. انسان هم دائم در حال «مقايسه» است و اين مقايسه در شرايط «شفاف» نتايج دقيقتري به دنبال دارد. جنگ 12 روزه خيلي واقعيتها را براي مردم شفاف کرد. آمدن فردي در مختصات ترامپ هم همينطور. در روز جاری ديگر اين فقط ايران و مردم کشورهاي منطقه نيستند که حقيقت آمريکا برايشان شفاف شده باشد. امروز رئيسجمهور فرانسه از لزوم فاصله گرفتن از آمريکا ميگويد و تاکيد ميکند آمريکا يک روز هم به اروپا حمله خواهد کرد و بايد براي مقابله با چنين روزي آماده شويم. شايد 5 سال پيش اگر کسي ميگفت، کشورهاي عضو ناتو عليه آمريکا رزمايش برگزار خواهند کرد، يا اين کشور را امپرياليستي خواهند خواند، به عقل او شک ميکرديم!
افشاي پرونده «اپستين» نيز -که معتقديم يکي از الطاف الهي و براي اتمام حجت با همه است- فضا براي اين مقايسه را خيلي شفاف کرده است. مردم مقايسه ميکنند و ميبينند طرفي که براي سکته کردن يک دختر ايراني، وِلوله به راه انداخته و با شعار «زن زندگي آزادي»، عليه کشورمان با تمام ظرفيت ورود کرده بود، تا خِرخره درگير جنايت عليه زنان و دختران و حتي کودکان است و حجم و ابعاد اين جنايات شيطاني چنان زياد، تکان دهنده و هولناک است که به قول
«رو خانا» نماينده کنگره آمريکا و عضو کميته تحقيق اين نهاد قانونگذار ميتواند به «سلطنت بريتانيا» خاتمه دهد. يا به قول آن ستوننويس آمريکايي «اين پرونده ميتواند باعث سقوط دولت ترامپ شود». ديروز وقتي با يک پدر با سر و وضع خاص و خالکوبيهاي آنچناني روي دست و بدنش در ميدان آزادي وارد گفتوگو شدم، دو پسرش را نشانم داد و گفت، ما هيچ وقت براي راهپيمايي نيامده بوديم. جنگ 12 روزه و افشاي پرونده اپستين مظلوميت و حقانيت جمهوري اسلامي ايران را براي من به اثبات رساند. جالب اين بود که او به برخي از دوستانش هم اشاره کرد و گفت، بعد از جنگ 12 روزه و تحولات بعد از آن، دقیقا تغيير رويکرد داده و شدهاند طرفدار دو آتشه جمهوري اسلامي ايران. آنچه در زمان حاضر در ايران رخ داده، ترکيب «شفافيت و اعتماد به منبع» است. مردم امروز نه فقط ميبينند، بلکه حرفي را که سالها از درون نظام شنيده بودند، حالا با چشم خود از منابع بيطرف بينالمللي تأييد شده ميبينند. تفاوت امروز با مثلا دهه 60 اين است که راويِ «ظلم آمريکا» ديگر فقط صداوسيماي جمهوري اسلامي نيست؛ خودِ رسانههاي غربياند. اين تأييد بيروني، ناهماهنگي شناختي (cognitive dissonance)
مخاطب ايراني را مفصلا حل کرده است.
4- دولت بايد قدر اين مردم بينظير را بداند؛ مردم شريفي که خواسته زيادي از مسئولين ندارند. کنترل قيمتها و بهبود شرايط اقتصادي شايد مهمترين خواسته آنها از مديران و دولتمردان باشد و اين واقعا خواسته زيادي نيست. ترديد نبايد داشت، اين حضور ميليوني که ديروز شاهد آن بوديم، در محاسبات دشمن لحاظ خواهد شد و بدون ترديد مهمترين بخش محاسباتي دشمن در جنگ احتمالي آينده مربوط به همين مردم است. مردم وقتي پاي کار باشند، محاسبات تغيير ميکند و ديروز اين محاسبات تغيير کرد. دشمن بهتر از همه ما ميداند مردم، آن عده اراذل و اوباش اجارهاي که خود با پول و وعده به خيابانها آورده بودند تا کشته سازي کنند نيستند؛ مردم همينهايي هستند که ديروز با وجود همه ناراحتيها و اعتراضهايي که دارند، به خيابانها آمدند و به رهبر خود لبيک گفتند. اين راهپيمايي دست مذاکره کنندگان ايراني را هم بازتر ميکند. از برکات اين راهپيمايي هرقدر گفته شود کم است. اين حضور ميليوني صرفا يک «سند حقانيت» نيست بلکه يک «فرصت تاريخي» نيز هست. کاش قدر اين مردم شريف و اين فرصت تاريخي را بدانيم!
جعفر بلوري
برچسب:
نویسنده: آرشان فلاح